عناوین یادداشت‌ها 

  • سوگواره (10 خرداد 1395)
    مثل اتفاقی ناممکن از دستِ کسی که جان‌اش بود و گلدان هاش افتادی ... اطلسی محبوبم!
  • خاطره (30 بهمن 1394)
    یادت نامه ای ست بی مقصد مدام برگشت می خورد.
  • دلتنگی 3 (13 دی 1394)
    دلتنگی، برف است یک روز صبح بیدار می شوی می بینی همه جا را پوشانده ... مرتبط: دلتنگی ۲ ، دلتنگی ۱
  • ماهی سیاه کوچولو (14 آذر 1394)
    من ماهی سیاه کوچولو یی هستم که همه‌ی دریاها و اقیانوس ها را پشت سر گذاشته ام دنیا تنها آنجا زیبا بود که دوستم داشتی ...
  • آلبوم پاییز (30 مهر 1394)
    پاییز آلبوم عکسی ست که توی اسباب کشی از گوشه و کنار خانه پیداش می کنی هی توی خاطره هات ورق می خورد ...
  • جغرافیا (23 شهریور 1394)
    فرقی نمی کند کجای دنیایی جغرافیایم خوب نیست تاریخ آمدن ات را بگو
  • سایه (27 مرداد 1394)
    تنهایی قد بلندی دارد یقه اش را بالا داده و توی پیاده روها راه می رود... گاهی جلوتر از تو گاهی پشت سرت
  • دست ها (۲‏‏)‏ (6 مرداد 1394)
    ‏‎دستت‏ ‏‎ نابینای‏ ‏مهربانی‏ ‏که‏ ‏‎ بریل‏ ‏نمی‏ ‏داند‏ ‏،‏ ‏اما‏ ‏‎ دستم‏ ‏را‏ ‏خوانده‏ ‏... مرتبط: دست ها (1)
  • دست ها (20 تیر 1394)
    دست های تو کلمه اند دست های من کاغذ کمی برایم بنویس مرتبط: دست ها (2)
  • رابطه (2 اردیبهشت 1393)
    شش دانگ حواسم پیش توست اما وانمود می کنم نیست غم انگیزتر آن‌که تو برعکس
  • پناهندگی (22 اسفند 1392)
    بازوانت پناهندگی نداد و تنم را تنهایی اشغال کرد
  • سرنوشت (28 شهریور 1392)
    نشانی ات را بر پیشانی چه کسی بخوانم؟ به هر دری می زنم خانه ی تو نیست
  • دلتنگی 2 (17 دی 1391)
    دلتنگی نوزادی ست که منحنی رشدش - متاسفانه - طبیعی ست. مرتبط: دلتنگی 1 ، دلتنگی 3
  • حالا که رفته ای (26 آذر 1391)
    رفته ای چون دشنه ای در سینه ام چه دردناک دوست دارمت!
  • دلتنگی (20 مرداد 1391)
    دلتنگی رودخانه ای ست که به هیچ دریایی نمی ریزد مرتبط: دلتنگی 2 ، دلتنگی 3
  • ملاقات (25 فروردین 1391)
    هر سال می آیی چکار؟ وقتی که هیچ گلی به سرم نمی زنی بهار!
  • بافتنی (9 بهمن 1390)
    یکی زیر یکی رو دست هایمان ؛ زیباترین بافتنی دنیا.
  • خیال (9 اسفند 1388)
    برگشتن ات همانقدر محال است که خیال می کردم رفتن ات.
  • بی قرار (25 دی 1388)
    سرِ تمام آرزوها قرار داشتیم به هر کجا سرک می کشم اما نیامده ای
  • پاییزی (22 آذر 1388)
    سردش شده بود درخت باد را - محکم - دور خودش پیچید.
  • عاشقانه (26 مهر 1388)
    این عاشقانه نیست آمرانه است دوستم بدار!
  • بوسه (9 شهریور 1388)
    لبخند به روی لب تو تا آمد با پای خودش بهشت اینجا آمد تو دست مرا فشردی و بوسیدی و عشق همان لحظه به دنیا آمد
  • افسوس همیشگی (9 تیر 1388)
    دلم می خواست هر روز صبح پله های ایوان را پایین می آمدیم تا لب حوض تا بوسه آب به دست هات و برگشتنی - توی بغلت - پله ها را دو تا یکی بالا می رفتیم من یک شمعدانی ام توی گلدانی که در حلقه فلزی نرده های راه پله گیر کرده است
  • با تو (4 اردیبهشت 1388)
    حالا که آمده ای مردمان چشمم هر شب جشن می گیرند؛ خشکسالی خشکسالی
  • تردید (19 اسفند 1387)
    عشق آمد و من فرار کردم آتش زد و من مهار کردم دیوانه ی او مگر نبودم؟ من با دل خود چکار کردم؟!
  • پیله (3 اسفند 1387)
    گلم! حالا که عشق پیله کرده است بگذار پروانه ات شوم
  • میهمانی (22 بهمن 1387)
    قطره قطره می رسند، مدعوین میهمانی بزرگ آب های معابر است
  • ناجی (28 آذر 1387)
    در تماشایت غرق که می شوم نجاتم می دهی به روی گرداندنی.
  • کوچ (13 مرداد 1387)
    از کوچ آمده ای و از کوچه می روی یعنی آنکه برای دیدنش همه ی پنجره ها را صبر کردم تو نبودی؟
  • شعر خیس (5 مرداد 1387)
    مدام گریه کرده ام و شعر خیس گفته ام از آن زمان که رفته ای بدون تو نشد که زندگی کنم ... رفته ام اما درِ خانه را وا گذاشتم و شعرهای رو بند رخت را - به عمد- جا گذاشتم.
( تعداد کل: 32 )
   1       2    >>